مدير مسئول : محمدرضا مجدی
ISSN:
E-ISSN:
ناشر:
ویراستار: سید علی احمدی موسوی
اعضای هیئت تحریریه: سید محمود حسینی , حسین علی دادی , حمید رضا سیما , موسی الرضا حاج زاده , غلامعلی معموری , علی خاکشور , بهرام بیباک , حبیب الله اسماعیلی , خانم محبوبه طباطبایی چهر , دکتر محسن صابر مقدم , دکتر علیرضا گلشن
فهرست مقالات دوره :۳ شماره :۴
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۷۴۱
زمينه و هدف: مطالعه حاضر با توجه به مخاطرات فراوان فلز سنگين کروم در محيط زيست از جمله سرطان پوست و ريه و آسيبهاي کليوي و کبدي با هدف بررسي حذف Cr(VI) با استفاده از فرايند هاي نانو فتوکاتاليستي و فتو شيميايي UV/ZnO، UV/TiO۲ و UV/H۲O۲ از محلول هاي آبي انجام پذيرفت. مواد و روش کار: در اين مطالعه فاکتور هاي موثر بر فرايند احياء مثل غلظت کاتاليست (g/L ۱۵/۰-۰۵/۰)، غلظت H۲O۲(mol/L ۵/۱-۵/۰) و pH مورد بررسي قرار گرفتند. غلظت اوليه سوبسترا بين mg/L ۱۵-۱/۰ متغير بود. محلول استوک کروم (VI) با استفاده از انحلال دي کرومات پتاسيم (K۲Cr۲O۷) در آب مقطر يک بار تقطير تهيه گرديد. غلظت باقيمانده کروم بوسيله دستگاه اسپکتروفتومتري در طول موج ۵۴۰ نانومتراندازه گيري شد. يافته ها: نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد که با افزايش غلظت نانو ذرات TiO۲ و ZnO و H۲O۲ و همچنين کاهش pH راندمان احياي کروم افزايش پيدا مي‌کند. همچنين راندمان حذف با افزايش غلظت اوليه سوبسترا کاهش پيدا کرد. بيشترين احياي کروم با ZnO در pH بين ۸-۴ حاصل شد. همچنين با افزايش pH راندمان حذف توسط TiO۲ و H۲O۲ کاهش يافت. از طرفي نتايج مطالعه حاضر نشان داد که فرايند احياء از سنتيک درجه اول لانگموير- هنشلود پيروي مي‌کند. نتيجه گيري: بطور کلي نتايج حاصله بيانگر آن است که مي‌توان از فرايند پاک و بدون باقيمانده UV/ZnO، UV/H۲O۲ و UV/TiO۲ به صورت موثر براي حذف کروم ۶ ظرفيتي از محيط هاي آبي استفاده نمود.
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۵۳۱
زمينه و هدف: ليشمانيوز پوستي هنوز به صورت يک مشکل بهداشتي بزرگ در مناطق زيادي از دنيا از جمله ايران باقي مانده و در حال گسترش مي‌باشد. اين مطالعه با هدف تعيين وضعيت اپيد ميولوژيک بيماري در شهرستان مرودشت از استان فارس در سال هاي ۸۸-۱۳۸۷ انجام شد. مواد و روش کار: در اين مطالعه مقطعي، موارد سالک مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان مرودشت، که بيماري آنها به روش باليني و آزمايشگاهي تشخيص و تاييد شده بود از نظر اپيدميولوژي مورد بررسي قرار گرفتند. داده‌هاي جمع آوري شده با استفاده از آزمون هاي کاي دو، آزمون دقيق فيشر و من ويتني با استفاده از نرم افزار مورد STATA نسخه ۹ تجزيه تحليل قرار گرفت. يافته‌ها: کل بيماران مورد بررسي در دو سال ۲۶۲۷ نفر بود. که به ترتيب ۱۳۳۷ و ۱۲۹۰ مورد مربوط به سال ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ مي‌باشد. رخداد بيماري در مردان (۳/۶۰%)، فصل پاييز ( ۸/۵۳%) و در گروه سني ۳۰-۱۵ سال (۴۰%) بيشتر از گروه‌هاي ديگر بوده و بيشتر افراد ساکن شهر (۵/۵۷%) و اغلب در ساختمانهاي نوساز (۷۲%) زندگي مي‌کردند. همچنين جنسيت، نوع ساختمان و فصل وقوع بيماري با شدت زخم ارتباط نشان دادند. نتيجه گيري: با توجه به اينکه رخداد بيماري در جنس مرد، سنين ۳۰-۱۵سال، ساکنين شهري و ساختمان هاي نو ساز بيشتر از ساير گروه‌ها مي باشد، لازم است اين فاکتورها در طراحي و اجراي برنامه‌هاي پيشگيري و کنترل بيماري مد نظر قرار گيرند.
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۴۵۶
زمينه و هدف : امروزه در بسياري از شهرهاي کشور افزايش بيش از حد آنيون نيترات منابع آبي مشاهده مي‌شود که اين افزايش غلظت زمينه ساز بروز مخاطرات زيست محيطي فراواني مي‌باشد. نيترات در غلظت‌هاي بالا در آب آشاميدني در نوزادان زير ۶ ماه با هموگلوبين توليد متهموگلوبين کرده و ايجاد سندرم بچه آبي مي‌کند. از اين رو در مطالعه حاضر ميزان حذف يون نيترات از محيط‌هاي آبي با استفاده از فرايند الکتروشيميايي هوادهي شده مورد بررسي قرار گرفته است. مواد و روش کار: مطالعه حاضر يک مطالعه تجربي در مقياس آزمايشگاهي است که در شکل پايلوت به انجام رسيد. يک مخزن شيشه اي به حجم ۵۷/۱ ليتر (حجم مؤثر يک ليتر) و حاوي چهار الکترود صفحه آهني جهت انجام مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. الکترودها به روش دو قطبي به يک منبع تغذيه (جهت تبديل جريان برق متناوب به مستقيم) متصل شدند. در ابتدا مخزن با نمونه سنتتيک حاوي آنيون نيترات در غلظت هاي اوليه ۵، ۵۰ و ۱۰۰ ميلي گرم در ليتر پر شده و سپس عمليات واکنش آغازمي شد. در ادامه درصد حذف يون نيترات در مقادير pH برابر ۳، ۷ و ۱۰ و در گستره پتانسيل الکتريکي ۱۰ الي ۴۰ ولت، در زمانهاي واکنش ۱۵، ۳۰، ۴۵ و ۶۰ دقيقه تعيين مقدار شد. يافته‌ها: بر اساس يافته‌هاي مطالعه حاضر بيشترين راندمان حذف نيترات توسط الکترود آهني معادل ۹۶ درصد در غلظت ۵ ميلي‌گرم در ليتر نيترات و ۱۰pH = و ولتاژ ۴۰ بدست آمد. در اين شرايط ميزان انرژي مصرفي ۰۲۵۷/۰ کيلو وات ساعت در ليتر تعيين شد. نتيجه گيري : نتايج اين مطالعه نشان داد که راندمان حذف نيترات توسط فرايند الکتروشيميايي هوادهي شده با pH، ولتاژ و زمان تماس رابطه مستقيم و با غلظت اوليه نيترات رابطه عکس دارد. از طرفي با توجه به راندمان بالاي فرايند، مي‌توان اين روش را به عنوان روشي مؤثر جهت تصفيه آبها يا پساب‌هاي حاوي يون نيترات مورد استفاده قرار داد.
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۵۷۶
زمينه و هدف: شاخص هاي التهابي پيشگويي کننده بيماري هاي قلبي-عروقي نسبت به پروفايل ليپيدي در تشخيص اين بيماري‌ها از حساسيت بالايي برخوردار هستند. تعيين نوع شيوه تمريني براي ارائه الگويي مناسب نقش مهمي در سلامت افراد جامعه خواهد داشت. هدف از پژوهش حاضر، بررسي و مقايسه دو شيوه تمريني تداومي و تناوبي هوازي بر شاخص هاي قلبي-عروقي جديد و سنتي در زنان بود. مواد و روش کار: اين پژوهش از نوع نيمه تجربي و جامعه آماري آن را زنان ۳۵ تا ۴۵ سال شهرستان کاشان تشکيل دادند. از ميان زنان داوطلب شرکت در تحقيق تعداد ۲۰ نفر به عنوان نمونه به طور تصادفي انتخاب و به دو گروه تمرين تناوبي (۱۰ n=) و تمرين تداومي (۱۰n=) تقسيم شدند. برنامه تمريني به مدت ۸ هفته و هر هفته ۳ جلسه اجرا شد. از آزمودني‌ها قبل از شروع برنامه هاي تمريني و ۲۴ ساعت پس از آخرين جلسه تمرين در شرايط ۱۴ ساعت ناشتايي خون گيري به عمل آمد. تجزيه و تحليل داده‌ها با استفاده از آزمون هاي کلموگروف-اسميرنوف، تي مستقل و وابسته براي بررسي تغييرات بين گروهي و درون گروهي در سطح معني داري ۰۵/۰ از طريق نرم افزار SPSS.۱۶ انجام گرفت. يافته ها: پس از ۸ هفته، در دو گروه تمرين تناوبي و تداومي کاهش معناداري در ميزان سرميLow Density Lipoprotein (LDL), High Sensitive C-Reactive Protein (hs-CRP), Total Cholesterol (TC) روي داد و ميزان High Density Lipoprotein (HDL) در هر دو گروه افزايش معناداري يافت. با اين حال ميزانTriglyceride (TG) و Lipoprotein Cholesterol(VLDL-C) Very Low Density در هر دو گروه پس از ۸ هفته تمرين تغيير معناداري نکرد. نتيجه گيري: هر دو شيوه تمريني تداومي و تناوبي هوازي با کاهش معني دار عوامل خطرزاي TC ، hs-CRP، LDL-C و افزايش معني دار HDL-C همراه بود و تفاوت معني داري بين دو شيوه تمريني بر تغييرات شاخص هاي قلبي-عروقي سنتي و جديد وجود نداشت
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۴۳۶
زمينه و هدف : تشخيص زود هنگام آترزي مجاري صفراوي به عنوان يک عامل پيش آگهي دهنده بيماران بسيار مهم است. سونوگرافي ابزاري براي تشخيص زود هنگام آترزي مجاري صفروي و تمايز از ساير علل کلستاز نوزادي است. نشانه طناب مثلثي (TACS) در سونوگرافي نشانه‌ي قابل اطميناني براي تشخيص آترزي مجاري صفراوي است. هدف از اين مطالعه ارزيابي دقت تشخيصي TACSبه تنهايي و همراه با کيسه‌ي صفراوي غيرطبيعي در تشخيص آترزي مجاري صفراوي بود. مواد و روش کار : شيرخواران زير ۳ ماه با زردي کلستاتيک طول کشيده که جهت برنامه درماني بعدي تحت سونوگرافي و بيوپسي کبد قرار گرفته اند، وارد مطالعه شدند. نتايج حاصل از سونوگرافي (TACS و کيسه‌ي صفراوي غيرطبيعي )را با شواهد حاصل از هيستوپاتولوژي مقايسه کرديم. حساسيت، ويژگي، اررزش اخباري مثبت، ارزش اخباري منفي و دقت تشخيصي نتايج سونوگرافي براي تشخيص آترزي مجاري صفراوي بر اساس هيستوپاتولوژي کبد محاسبه گرديد. سپس توسط نرم¬افزارSPSS ۱۱.۵ مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها : حساسيت، ويژگي و دقت تشخيصي TACSبراي تشخيص آترزي مجاري صفراوي به ترتيب ۳۶%،۹۵%و۷۷%بود. ارزش اخباري مثبت و ارزش اخباري منفي ۷۷%بود. حساسيت و ويژگي کيسه‌ي صفراوي غير طبيعي براي تشخيص آترزي مجاري صفراوي به ترتيب ۳۶%و۸۸%محاسبه شده بود. ارزش اخباري مثبت TACSهمراه با کيسه‌ي صفراوي غيرطبيعي براي تشخيص آترزي مجاذي صفراوي ۱۰۰%بود. نتيجه گيري: رويت TACSبراي تشخيص آترزي مجاري صفراوي بسيار اختصاصي است. اگر اين نشانه با کيسه‌ي صفراوي غير طبيعي همراه گردد ارزش اخباري مثبت و دقت تشخيصي بسيار بالاتري دارد. TACSبراي تشخيص آترزي مجاري صفراوي از حساسيت پاييني بر خوردار است.
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۴۲۳
زمينه و هدف : اختلالات اسکلتي-عضلاني بخش عمده اي از بيماري هاي شغلي را در محيط هاي کاري به خود اختصاص مي‌دهد. پيشگيري از بروز اين اختلالات، مستلزم ارزيابي و اصلاح وضعيت هاي کاري با استفاده از روش هاي تحليل شغلي علم ارگونومي مي‌باشد. اين مطالعه به منظور ارزيابي ارگونوميکي وضعيت هاي انجام کار آرايشگران با استفاده از روش ربا در سال ۱۳۹۰ در اسفراين انجام شد. مواد و روش کار: در اين مطالعه توصيفي-تحليلي، وضعيت هاي انجام کار ۵۰ نفر شاغل در حرفه آرايشگري با استفاده از روش ربا ارزيابي شد. ميزان شيوع اختلالات اسکلتي-عضلاني نيز با استفاده از پرسشنامه نورديک به دست آمد. اطلاعات جمع آوري شده توسط SPSS ۱۵ مورد تحليل قرار گرفت. يافته ها: در اين بررسي شيوع ناراحتي مچ دست ۸%، گردن ۲۰%، شانه ۳۶%، کمر ۴۶ %و ساق پا ۸۴% بود. در مورد سطح ريسک اندام راست بدن، ۴% افراد مورد پژوهش در سطح پائين، ۵۶% در سطح متوسط، ۳۰% در سطح بالا و ۱۰% در سطح خيلي بالا قرار داشتند. هم چنين در مورد سطح ريسک اندام چپ بدن، ۴% افراد مورد پژوهش در سطح پائين، ۷۶% در سطح متوسط، ۱۶% در سطح بالا و ۴ %در سطح خيلي بالا قرار داشتند. نتيجه گيري: نتايج نشان داد که وضعيت هاي کاري افراد مورد مطالعه نياز به اصلاح دارد. هم چنين آموزش شناخت عوامل خطر بيومکانيک و روش هاي صحيح انجام کار ضروري است
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۴۳۸
زمينه و هدف : سندرم قبل از قاعدگي اختلالي شايع بوده و توسط ابزارهاي مختلف مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. با اين وجود هيچ توافقي در مورد وجود يک معيار تشخيصي واحد در سطح جهاني و ملي وجود ندارد. اين تحقيق با هدف طراحي و روان سنجي مقياسي براي سنجش علايم سندرم قبل از قاعدگي و تعيين روايي و پايايي آن در نوجوانان شهرستان سبزوار در سال ۱۳۸۹ به مرحله‌ي اجرا در آمد. مواد و روش کار: در اين پژوهش روش شناسي، براي تعيين گويه‌هاي ابزار، ابتدا مصاحبه هاي گروه متمرکز و فردي با دانش آموزان دختر دبيرستاني به روش نمونه گيري مبتني بر هدف بعمل آمد. سپس ابزار جديد بر اساس نتايج حاصل از مصاحبه‌ي کيفي و علايم گزارش شده در برخي معيارهاي تشخيصي طراحي گرديد. ويزگيهاي روان سنجي مقياس شامل روايي صوري، محتوايي و سازه به همراه پايايي آن به روش همساني دروني با استفاده ازنرم افزار آماري SPSS ۱۶تعيين شد. يافته ها : تحليل محتواي نتايج حاصل از مصاحبه منجر به تبيين دو درونمايه اصلي علايم جسمي و روحي- رفتاري شد. مقادير نسبت و شاخص روايي محتوا به ترتيب برابر ۷۸/۰ و ۹/۰ بود. تحليل عامل اکتشافي نيز نشاندهنده دو عاملي بودن ابزار طراحي شده بود. اين دو عامل در مجموع ۳۷ % واريانس کل سؤالات را تبيين مي‌نمود. در تعيين پايايي اين ابزار، ضريب آلفاي کرونباخ براي عامل اول و دوم به ترتيب برابر ۹۱۵/۰ و ۷۹۱/۰ تعيين شد. نتيجه گيري: مقياس طراحي شده براي سنجش سندرم قبل از قاعدگي در بين دختران نوجوان ايراني از روايي و پايايي مناسب برخوردار است.
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۴۶۶
زمينه و هدف: بالا بودن ميزان فلورايد در آب آشاميدني علاوه بر ايجاد فلوئوريزيس استخواني و دنداني مي‌تواند باعث ناهنجاري‌هاي وسيع ديگري در انسان شود. مواد و روش کار : در اين تحقيق از زئوليت‌هاي کلينوپتيلوليت فعال شده با يون La۳+ براي حذف فلورايد از محلول آبي استفاده شد. تماس با استفاده از ستون بستر ثابت با جريان رو به بالا انجام گرفت. ميزان فلورايد باقيمانده را با استفاده از دستگاه DR۵۰۰۰ اندازه‌گيري شد. پارامترهايي که در اين تحقيق غلظت اوليه فلورايد، ميزان جاذب، pH محلول و همچنين مقايسه‌اي بين نمونه طبيعي و سنتتيک انجام شد. يافته ها : نتايج نشان داد که با افزايش غلظت اوليه فلورايد از ۵/۲ به mg/L۱۰ زمان رسيدن به نقطه شکست (BTC) Breakthrough Curve و حجم آب تصفيه شده کاهش پيدا کرد ولي ميزان ظرفيت جذب جاذب (qb) Bed Capacity افزايش يافت، و با افزايش ميزان جاذب از ۱۰ به g۱۷ زمان رسيدن به BTC، حجم آب تصفيه شده و ظرفيت جذب جاذب افزايش پيدا کرد. در pH هاي طبيعي(۵-۹) pH تأثير چنداني بر ميزان جذب نداشت ولي در pH کمتر از ۳ راندمان جذب به طور چشمگيري کاهش پيدا کرد. در مقايسه نمونه طبيعي با نمونه سنتتيک نشان داده شد که حضور آنيون‌ها در نمونه طبيعي عامل مداخله اي در جذب فلورايد هستند و باعث کاهش راندمان جذب مي‌شود. نتيجه گيري: به طور کلي مي‌توان گفت که زئوليت‌هاي فعال شده با بستر ثابت روش مؤثر و اقتصادي براي حذف فلورايد از آب هاي زيرزميني مي‌باشند.
:۵۵۱
زمينه و هدف : بخش NICU يکي از بخش هاي مهم در يک بيمارستان مي‌باشد از اين رو در اين مطالعه به بررسي رابطه نوع زايمان و شرايط استفاده شده با ضريب هوشي کودکان نارس بستري شده در اين بخش پرداختيم. مواد و روش کار: اين مطالعه بر روي ۱۰۲ نفر از کودکان نارس متولد شده در بيمارستان فوق تخصصي نجميه که طي سالهاي ۸۳ تا ۸۵ به دنيا آمده بودند انجام پذيرفت. ابزار اندازه گيري اين مطالعه عبارت بود از مقياس هوش وکسلر کودکان و پرسشنامه اي حاوي فرم مشخصات دموگرافيک. در اين مطالعه متغيرهاي نوع بيهوشي، زايمان، تشنج، آپکار، اسپيراسيون مکونيوم، CPR نوزاد، RDS، کشت خون مثبت، ناهنجاريهاي مادر زادي، زردي، استفاده از ونتيلاتور و سوروانتا به عنوان متغير مستقل و ميزان هوش به عنوان متغير وابسته در نظر گرفته شد. در اين مقاله از آزمون هاي تي مستقل من ويتني و آناليز واريانس و براي تحليل داده ها از نرم افزار SPSS۱۶ استفاده گرديد. يافته ها: نمونه ها شامل ۶۱ کودک پسر (۸/۵۹%) و ۴۱ کودک دختر (۲/۴۰%) بود. ميانگين نمره هوش کلي کودکان برابر ۱۰۰ بود. در اين مطالعه از بين متغيرهاي موجود تنها زردي با هوش (۰۳۶/۰P=) رابطه نشان داده و ساير متغيرهاي موجود در اين مطالعه چنين رابطه اي را نشان ندادند. نتيجه گيري: با توجه به کمتر بودن ضريب هوشي کودکان نارس بستري شده در بخش NICU انجام اقدامات تقويتي قبل از دوره تحصيل براي اين کودکان توصيه مي‌گردد.
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۳ | شماره:  ۴ | تاریخ:  ۱۳۹۱/۱/۲۸ | نوع مقاله:  سایر
:۵۵۱
زمينه و هدف: سلامت معنوي ابعاد مختلف زندگي را با همديگر هماهنگ کرده و کارکرد رواني و سازگاري را تقويت مي‌کند. کيفيت زندگي مي‌تواند تحت تأثير عوامل روحي- رواني و محيط‌هاي شغلي قرار گيرد. اين مطالعه با هدف بررسي ارتباط سلامت معنوي و کيفيت زندگي در پرستاران انجام شد. مواد و روش کار: اين مطالعه مقطعي- تحليلي بر روي ۹۳ نفر از پرسنل پرستاري بيمارستان شهيد هاشمي نژاد مشهد در سال ۱۳۹۰ انجام شد و پرسشنامه کيفيت زندگي SF۳۶ و سلامت معنوي SWBS که روايي و پايايي آنها مورد تأييد قرار گرفته است توسط پرستاران تکميل گرديد. نمرات کيفيت زندگي از ۱۰۰- ۰ و سلامت معنوي از ۱۲۰-۲۰ محاسبه گرديد. داده ها با استفاده از آزمون‌هاي مجذور کاي، تي مستقل، دقيق فيشر، ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون چندگانه به روش قدم به قدم و رگرسيون لجستيک و بوسيله نرم افزار SPSS ۱۵ مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و سطح معني داري در اين مطالعه ۰۵/۰ در نظر گرفته شد. يافته ها : ميانگين سني افراد تحت پژوهش ۲/۷ ± ۵۲/۳۲ و سابقه کاري ۹/۶ ± ۶۶/۸ سال بود ۸/۳۴% را آقايان و ۲/۶۵ % را خانمها تشکيل مي‌دادند. ميانگين نمره کيفيت زندگي ۸۴/۱۷± ۳۸/۶۴ و سلامت معنوي ۱۶± ۳/۹۴ بود که در دو جنس تفاوت معني‌داري نداشتند. کيفيت زندگي و سلامت معنوي به ترتيب در ۵/۲۱ و صفر درصد افراد پايين، ۲/۴۵ و ۳/۶۱ درصد افراد متوسط و ۳/۳۳ و ۷/۳۸ درصد افراد بالا بود. رگرسيون چندگانه نشان داد که سلامت معنوي با ابعاد مختلف کيفيت زندگي ارتباط مثبت و معني داري دارد. آزمون رگرسيون لجستيک نشان داد که با افزايش ۱۰ درصد به نمره سلامت معنوي، نسبت شانس (OR) کيفيت زندگي خوب، ۷۸۱/۱ برابر خواهد بود. نتيجه گيري : سطوح بالاي سلامت معنوي با ابعاد مختلف کيفيت زندگي ارتباط مثبت و معني داري داشت.
۱ ۲
مقالات دارای بیشترین بازدید